السيد الطباطبائي

57

شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )

شكنجه بسيار ، با سمّ درگذشت 90 و علويين را دسته دسته گردن مى زدند يا زنده زنده دفن مى كردند يا لاى ديوار يا زير ابنيه دولتى مى گذاشتند . ( هارون ) خليفه عباسى كه در زمان وى امپراطورى اسلامى به اوج قدرت و وسعت خود رسيده بود و گاهى خليفه به خورشيد نگاه مى كرد و آن را مخاطب ساخته مى گفت به هر كجا مى خواهى بتاب كه به جايى كه از ملك من بيرون است نخواهى تابيد ! از طرفى لشكريان وى در خاور و باختر جهان پيش مى رفتند ولى از طرفى در جسر بغداد كه در چند قدمى قصر خليفه بود ، بى اطلاع و بى اجازه خليفه ، مأمور گذاشته از عابرين حق عبور مى گرفتند ، حتى روزى خود خليفه كه مى خواست از جسر عبور كند ، جلويش را گرفته حق العبور مطالبه كردند ! 91 يك مغنى با خواندن دو بيت شهوت انگيز ، ( امين ) خليفه عباسى را سر شهوت آورد ، امين سه ميليون درهم نقره به وى بخشيد ، مغنى از شادى خود را به قدم خليفه انداخته گفت : يا اميرالمؤ منين ! اين همه پول را به من مى بخشى ؟ خليفه در پاسخ گفت اهميتى ندارد ما اين پول را از يك ناحيه ناشناخته كشور مى گيريم ! ! 92 ثروت سرسام آورى كه همه ساله از اقطاركشورهاى اسلامى به عنوان بيت المال مسلمين به دارالخلافه سرازير مى شد ، به مصرف هوسرانى و حقكشى خليفه وقت مى رسيد ، شماره كنيزان پريوش و

--> ( 90 ) بحار ، ج 12 ، احوالات حضرت صادق ( ع ) . ( 91 ) قصه جسر بغداد . ( 92 ) آغانى ابى الفرج ، قصه امين .